عنصر زمان و مکان و نقش آن در تحول اجتهاد بر احکام جزائی اسلام

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران و عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور

2 دانشیار گروه حقوق جزا و جرم‌شناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

10.22034/ijrj.2019.546202

چکیده

اجتهاد فرایندی برای فهم دین و کشف و استنباط احکام شرعی است. پس از قرن ششم معنا و مبنای اجتهاد در تاریخ شریعت اسلامی تغییر یافت و مصطلح جدیدی پدید شد که بر اساس آن ممکن بود شیعه و سنّی را اهل اجتهاد نامید. در میان اهل تسنن قدیمی­ترین نص درباره کاربرد اجتهاد با این معنای جدید ظاهراً کتاب ارزشمند المستصفی من علم الاصول از امام محمد غزالی است که اولین بار عقل را از ابزارها و حتی منابع اجتهاد نامید آنهم در میان عالمان مذهبی که بقول خودشان در عصر انسداد یا انحصار اجتهاد بسر می­بردند. در میان شیعه مصطلح جدید اجتهاد را می­توان در عبارت محقق حلّی در آغاز باب تاسع از کتاب معارج الاصول دانست که در بیان حقیقت اجتهاد مطالبی را مطرح می­نماید. اجتهاد در عرف فقها کوشش در استخراج احکام شرعی است، به عبارت دیگر استخراج احکام از ادّله شرع، اجتهاد است. زیرا احکام شرعی گاهاً از ظواهر نص بدست نمی­آید، بلکه شناخت آنها مبتنی بر قواعد نظری و نیازمند اقامه دلیل است، چه آن دلیل قیاس باشد یا غیر آن. امروزه با توجه به مسائل مستحدثه و حوادث واقعه و بقول دیگر مقتضیات زمان و مکان، اجتهاد فراتر از قیاس و سایر منابع سنتی، در مواردی که نیاز به تغییرات جدی وجود دارد، علی­الخصوص احکام جزائی، باید بر محور عقلانیت دینی، شرعی و عرف عقلا مطرح گردد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Role of Time and Place on the Evolution of Ijtihad in Criminal Sentences of Islam

نویسندگان [English]

  • Mahmoud Darvishtorabi 1
  • Kiumars Kalantari Daronkola 2
1 Ph.D. Candidate, Department of Penal Law, Mazandaran University, Babolsar, Iran
2 Associate Professor, Department of Penal Law, Mazandaran University, Babolsar, Iran
چکیده [English]

Diligence is a process to understand the religion, discover and infer the religious orders. After 6th century, the meaning and basis of diligence in Islamic law have been changed and a new idiomatic expression has been created in which probably based on that, friendly and traditionally called people of diligence. Among Traditional followers, the oldest text about diligence’s usage with this new definition apparently is the valuable book of “Almustasfi” by “Imam Mohammad Ghazali”, which had nominated wisdom as a tool and even a reference of diligence, even though among religious scholars who were according to them. They are living in obstruction age or monopoly of diligence. New idiomatic diligence could be known as in Helli’s certain phrase at the beginning of chapter nine of “The principle of ascension” that describes some articles in order to diligence’s truth. Diligence in jurists’ customs is effort in religious orders extraction, since religious order is not commonly gained from texts appearance, but getting to know them is based on theoretical rules as well as raising reasons. Nowadays, with attention to modernity, occurred situations or in the other word, time and place’s requirement, diligence goes over comparison and the rest of traditional references, in cases where there is a need for serious change, particularly punitive sentences, one should consider the rationale of religious, and customary rationality.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Time
  • Place
  • evolution
  • Diligence
آمدی، علی بن محمد، (1999)، الاحکام فی اصول الاحکام، دار إحیاء الکتب العربیه، بیروت.

2.   ابن خطیب، محمد بن عبدالله، (2003)، الاحاطه فی أخبار غرناطه، دار الکتب العلمیه، بیروت.

3.   ابن منظور، محمد بن مکرم، (1999)، لسان العرب ، دارصادر، بیروت.

4.   ابی عبد الله محمد بن ابی بکر، شمس الدین (ابن قیم الجوزیه)، (2001)، اعلام الموقعین عن رب العالمین، دارالمسلمین، بیروت.

5.   ابوالحسن، محمد بن الحسین بن موسی (سید رضی)، (1365)، نهج‌البلاغه، انتشارات الاسلامیه، قم.

6.   افندی، سید محمدامین (ابن عابدین)، (1998)، مجموعه رسائل ابن عابدین، دارالمسلمین، بیروت.

7.   اقبال لاهوری، محمد، ترجمه احمد آرام، (1395)، احیاء فکر دینی، شرکت سهامی انتشار، تهران.

8.   الحصاص أبو بکر، أحمد بن علی الرازی، (1998)، احکام القرآن، دار إحیاء الکتب العربیه، بیروت.

9.   الشاطبی، إبراهیم بن موسی، (2008)، الموافقات، دار ابن عفان، بیروت.

10.  الشافعی، محمد ادریس، (2000)، الام، دار إحیاء الکتب العربیه، بیروت.

11.  الشوکانی الیمنی، محمد بن علی بن محمد بن عبدالله، (1993)، فتح القدیر، دار ابن کثیر، دمشق.

12.  امین، محمد (بن عمر)، (1992)، نشرالعرف فی بناء بعض الاحکام علی العرف، مؤسسه الاعلی المطبوعات، بیروت.

13.  انصاری، مرتضی، (1991)، فرائدالاصول، جلد اول، مؤسسه الاعلی المطبوعات، بیروت.

14.  انصاری، مرتضی، (1368)، مکاسب، مؤسسه دارالاسلام، قم.

15.  بخاری، محمد، (2001)، صحیح البخاری، دار ابن عفان، بیروت.

16.  حرانی، ابوعروبه حسین بن محمد بن ابو معشر، (1999)، المنتقی من کتاب الطبقات، دار ابن کثیر، دمشق.

17.  حلّی، حسن بن یوسف بن مطهر، (1367)، النکه البدایعه فی تحریرالذریعه، مؤسسه دارالاسلامیه، قم.

18.  حلّى، حسن بن یوسف بن مطهر، (1365)، قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام، مؤسسه دارالاسلامیه، قم.

19.  خراسانی، محمدکاظم، (1368)، کفایه الاصول، مجمع فکر اسلامی، قم.

20.  رشد، محمّدبن، (1996)، بدایة ‌المجتهد و نهایه ‌المقتصد، دار ابن کثیر، دمشق.

21.  رشید رضا، محمد ، (1947)، تفسیر المنار، دار ابن کثیر، دمشق.

22.  شریف جعفری، ابن حمزه ابویعلی محمدبن حمزه، (1366)، الوسیله الی نیل الفضیله، دارالعلم، قم.

23.  شریف کاشانی، ملا حبیب الله، (1368)، منتقد المنافع فی شرح المختصر النافع، بوستان کتاب قم، قم.

24   شوکانی، محمدبن علی، (2001)، نیل الاوطار، دار الکتب العلمیه، بیروت.

25.  شوکانی، محمدبن علی،  (1996)، فتح القدیر، دار ابن کثیر، دمشق.

26.  صانعی، یوسف،  (1368)، منتخب الاحکام، میثم تمار، قم.

27.  صلیبا، جمیل، (1366)، فرهنگ فلسفى‌، ترجمه منوچهر صانعى دره بیدى‌، انتشارات حکمت‌، تهران.

28.  طباطبایی، محمدحسین، (1422)، نهایه الحکمه، نشر اسلامی، قم.

29.  طبری، محمدبن جریر، (1369)، تفسیر طبری، مؤسسه دارالاسلامیه،  قم.

30.  طوسی، ابوجعفر محمد، (1387)، تَهذیب الأحکام، دار التفسیر‏‏‏‏، قم.

31.  علیدوست، ابوالقاسم، (1394)، فقه و عرف، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران.

32.  علیدوست، ابوالقاسم، (1391)، فقه و عقل، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران.

33.  علیدوست، ابوالقاسم، (1391)، فقه و مصلحت، سازمان انتشارات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران.

34.  فرهنگ نامه اصول فقه، (1389)، به کوشش جمعی از محققین، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، قم.

35.  قمی، عباس، (1385)، سفینه البحار و مدینه الحکم و الآثار، دارالعلم، قم.

36.  محمدبن حسن بن علی بن محمد بن حسین (حرّعاملی)، (1389)، وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه، بوستان کتاب قم، قم.

37.  مقاتل ‌بن ‌سلیمان، ابوالحسن، (1380)، الاشباه و النظایر فی القرآن الکریم، دارالعلم، قم.

38.  مالک بن أنس، ابوعبدالله، (1996)، الموطاء، مؤسسه الاعلی المطبوعات، بیروت.

39.  محمد رشید، رضا‌، (2007)، یسر الاسلام‌ و اصول‌ التشریع‌ العا‌م‌ فی‌ نهی‌­الله‌ و رسوله‌ عن‌ کثره‌ السؤال‌، دارالنشر للجا‌معا‌ت‌، مصر.

40.  محمدغزالی، ابوحامد، (1361)، المستصفی من علم الاصول، دارالعلم، قم.

41.  محمصانی، صبحی رجب، (1946)، فلسفة التشریع فی الإسلام، دار العلم للملایین، بیروت.

42.  مصباح یزدی، محمد تقی، (1394)، آموزش فلسفه، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(قدس سره)، تهران.

43.  مطهری، مرتضی، (1375)، ختم نبوت، بنیاد علمی فرهنگی استاد مطهری، تهران.

44.  معتزلی، عبدالجبار، (1995)، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، مؤسسه الاعلی المطبوعات، بیروت.

45.  معروف الدوالیبی، محمد، (1995)، المدخل الی علم اصول الفقه دوالیبی، دار الکتب العلمیه، بیروت.

46.  مکارم شیرازی، ناصر، (1365)، الاستفتائات، انتشارات الاسلامیه،  قم.

47.  مکارم شیرازی، ناصر، (1374)، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران.

48.  موسوی خمینی، سید روح الله، (1365)، تحریرالوسیله، دارالعلم، قم.

49.  موسوی خمینی، سیدروح‌الله (1389)، صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران.

50.  موسوی‌ سبزواری، عبد‌الاعلی، (1388)، مهذب‌الاحکام فی بیان حلال والحرام، دار التفسیر‏‏‏‏، قم.

51.  نائینی، محمدحسین، (1383)، تنبیه‌الامه و تنزیه‌الملة، بوستان کتاب قم، قم.

52.  نجفی، محمدحسن، (1362)، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، مؤسسه دارالاسلامیه، قم.

53.  نرم‌افزار آیه‌های انقلاب، دانشنامه جامع امام و رهبری.