قواعد لفظی اصول فقه و تأثیر آن در تحقق عدالت قضایی در دادرسی مدنی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

2 استاد یار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

3 دانشیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران

10.22034/ijrj.2018.544654

چکیده

ابهام و اجمال و تعارض قوانین به دلایل مختلفی در قوانین موضوعه پدید می­آید و در مقابل بکارگیری روش­هایی که دادرس را در شناخت موضوع و حکم مسأله نسبت به موارد فوق یاری نماید یک ضرورت است. یکی از ابزارهای حمایتی در این خصوص برای دادرسان قواعد لفظی حاکم در علم اصول است. قواعد الفاظ علم اصول می­تواند مانع موجود بر سر راه تحقق عدالت قضایی را مرتفع سازد. چراکه صرف وجود قوانین عادلانه شرط کافی برای تحقق عدالت قضایی نبوده بلکه تببین دقیق و صحیح قوانین مبهم، مجمل و متعارض نیز خود نقش مهمی در این راستا دارد. قواعد لفظی علم اصول عبارت است از قواعدی که هر متکلّم در مقام سخن گفتن ملزم به رعایت آنها بوده و با به کارگیری آن قواعد می­توان به کشف مراد گوینده نائل آمد. خصوصیت بارز این قواعد لفظی آن است که اختصاص به زبان خاصی ندارد. هدف از این جستار، تبیین نقش قواعد مذکور در رفع ابهام و اجمال و تعارض قوانین است که خود می­تواند در استحکام­بخشی آرای محاکم، همچنین ایجاد وحدت رویه­ی نقش­آفرین باشد. این هدف به وسیله مطالعه موردی بر روی قاعده عام و خاص، مطلق و مقید، مفهوم و منطوق صورت پذیرفته و نقش این قواعد را به عنوان نمونه­هایی از تأثیر قواعد لفظی اصولی بر تکوین آرای وحدت رویه بررسی کرده­ایم. عدم به­کارگیری صحیح این قواعد خود موجب پدیدآمدن آرایی بوده که از سوی دیوان نقض گردیده است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Verbal Principles of Osoul Fiqh and its Effect on Making Judicial Justice in Civil Judgment

نویسندگان [English]

  • Hamid Bahramian 1
  • Mostafa Rajaeipour 2
  • Hossein Ahamari 3
1 Department of Islamic Law & Jurisprudence, Mashhad Branch, Mashhad, Iran
2 Assistant Professor, Department of Islamic Law & Jurisprudence, Mashhad Branch, Mashhad, Iran
3 Associate Professor, Department of Islamic Law & Jurisprudence, Mashhad Branch, Mashhad, Iran
چکیده [English]

The knowledge of jurisprudence and jurisprudential principles are two fundamental sources of knowledge in the deduction of Islamic Law through which each jurisprudential researcher must stick to their research. Analysis of the issues under discussion in the realm of these two sets of knowledge convinces us that most of these issues are not merely restricted to jurisprudential discretion but produce data and lead to intellectual methods that supply the truthfulness of any kind of deduction, especially from the written texts. In the legislative system of Islamic Republic of Iran which is based on Islamic Laws, familiarity with the deduction method and confrontation with texts from the viewpoint of Muslim jurists is an undeniable need. The two fields of knowledge are fundamentally important in drawing inference from positive laws as well as legislative approach in the Islamic Republic of Iran. However, they have not been addressed in national jurisdiction system as they should have been.
The present study is aimed to make the significance of the issue clear in making a juridical fair judgment.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Jurisprudential Justice
  • Verbal principles
  • Fair judgement
  • Legislative approach
الف: کتابهای عربی

  1. قرآن کریم، (1378)، ترجمه مهدی الهی قمشه‌ای، انتشارات صبانگار، تهران
  2. انصاری، مرتضی بن محمدامین، (1416)، فرائد الاصول، مؤسسه النشرالاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، قم.
  3. تونی، عبدالله بن محمد، (1417)، الوافیه فی اصول الفقه، مجمع الفکر الاسلامی، قم.
  4. حکیم، محمدتقى بن محمد سعید، (1418)، الأصول العامه فی الفقه المقارن، قم.
  5. حیدری، علی­نقی، (1412)، اصول  الاستنباط، لجنه اداره الحوزه العلمیه، قم .
  6. خراسانی، (1417)، آخوند، کفایه الاصول، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم.
  7. خمینی، روح الله، (1415)، انوار الهدایه، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران.
  8. خویی ، ابوالقاسم، (1413)، محاضرات فی اصول الفقه، مؤسسه احیاء آثارالامام الخویی، قم.
  9. سبحانی تبریزی، جعفر، (1388)، الوسیط، جلد 1، نشر مؤسسه امام صادق، قم.
  10. سبزواری، عبدالاعلی، (1414).تهذیب الاصول، مؤسسه المنار، قم.
  11. صدر، محمدباقر، (1419)، دروس فی علم الاصول، تلخیص حلقه اولی، نشر، محمد حسین اشکنانی، قم.
  12. مظفر، محمدرضا، (1387)، اصول فقه، بوستان کتاب انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه، قم.
  13. مغنیه ، محمد جواد، (1975)، علم اصول الفقه فی ثوبه الجدید ، دارالعلم للملایین، بیروت.
  14. میرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمدحسن، ‏(1378)، قوانین الأصول مکتبه العلمیه الاسلامیه، قم.
  15. واسطى، زبیدى، حنفى، محب الدین، (1414)، تاج العروس، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع‌،  بیروت.
ب: کتابهای فارسی

  1. بازگیر، یدالله، (1381)، قواعد فقهی و حقوق در آرای دیوان عالی کشور، نشر دانش نگار، تهران.
  2. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، (1372)، ترمینولوژی حقوق، کتابخانه گنج دانش، تهران.
  3. جوادی آملی، عبدالله، (1390 )، ادب قضا در اسلام، مرکز نشر اسراء، قم.
  4. خدابخشی،عبدالله، (1393)، مبانی فقهی­آیین دادرسی و تأثیرآن­در روّیه قضایی، شرکت­ سهامی انتشار، تهران.
  5. دهخدا ، علی­اکبر، (1376)، لغت نامه، دانشگاه تهران.
  6. سبحانی تبریزی، جعفر، (1392)،  پیرامون فلسفه اصول فقه، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم.
  7. شهابی، محمود، (1344)، تقریرات اصول، انتشارات حاج محمدعلمی، تهران.             
  8. فاضل موحدى لنکرانى، محمد، (1381)، اصول فقه شیعه، مرکز فقهی ائمه اطهار، قم.
  9. فیاضی، مسعود، (1392)، پیرامون فلسفه اصول فقه،  پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم.
  10. فیض، علیرضا، (1385)، مبادی فقه و اصول، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، تهران.
  11. محمدی، علی، (1375)، شرح اصول استنباط، ، دارالفکر، قم.
  12. موسوی بجنوردی، محمد، (1379)، علم اصول، مؤسسه تنظیم و نشر امام خمینی، نشر عروج، تهران.
  13. ولایی، عیسی، (1387)، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، نشر نی، تهران. 
  14. هادوی، مهدی، (1385)، قضاوت و قاضی، انتشارات خانه خرد، قم .
ج: قوانین و آرای وحدت رویه

  1. باختر، سیداحمد، (1388)، مجموعه کامل آراء وحدت رویه دیوان­عالی کشور (امور حقوقی)، انتشارات جنگل، تهران.
  2. قانون آیین دادرسی در امور مدنی، روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران.
  3. مجموعه آراء وحدت رویه، (1393)، انتشارات برترین اندیشه، به کوشش دادگستری اصفهان.
  4. مجموعه آرای قضایی دادگاه­های تجدید نظر استان تهران(حقوقی)، (1391)، اداره انتشارات رویه قضایی کشور.